top of page

فاطمه عصمتیان

فاطمه عصمتیان متولد سال 1377 است . او دانش آموخته ادبیات انگلیسی، در دانشکده ادبیات و علو بشری، دانشگاه مرکزی هرات و عضو بر حال انجمن ادبی هرات، که بیشتر در غالب های غزل و چهارپاره مینویسد.

در خانه میماند،تمام شب
تاریکی، و نعش زمان در دست
باید که بگریزم از این تصویر
"اما هوا بس ناجوان، سرد است"

من امتداد زلف بارانم
در یک شب مسحور و یلدایی
پاشیده روی غربت خویشم
من التفاف مرگ و زیبایی

یک روز بغضم را بغل میکرد
شعری که کنج سینه، تا خورده
حالا تلنبارند روی روی هم
یک کپه از ابیات جان مرده

امسال هم سال قشنگی نیست
شب رفته تا تاریکی ممتد
شاید جهان خندید و روزی هم
" قرعه به فال چشم ما افتد"

ما روح سرگردان یک عشقیم
در خانه یی بی پنجره، بی در
ما انتظاری روی به نابودی
ما شاخهء خشکیده یی بی بر

دارد شکاف قلب های ما
بی اعتنا به عشق میمیرد
این شهر هم بغضِ تری دارد
بیهوده که باران نمی بارد

اسم تو را در شعر پاشیدم
بر درد یلدایی م تسکین شد
باید،که با دنبا مدارا کرد
نالید و پلک واژه سنگین شد

logo_edited.jpg
  • Youtube
  • Facebook
  • Twitter
  • Instagram

بامداد – خانه ی شعر در تبعید

تماس با ما

با تشکر از ارسال

bottom of page